ازدواج کردم تا برای کسی "همسر" باشم
زایمان کردم تا برای کسی "مادر" باشم
زندگی می کنم تا برای کسی چیزی باشم
برای همه کسی شدم جز خودم.
اعتراف می کنم دختر خوب و دلسوزی نبودم
همسر نسبتا خوبی هستم
ولی
بزرگترین آرزویم این است که مادر خیلی خوبی باشم.
خدایا کمک کن
بعدش رفتیم خونه مادر جاری دیدن عروسشون که زایمان کرده بود. خواهرشوهر هم اومد
در کل بد نبود
امروز صبح با نی نی گل رفتم اداره ... خیلی خوش گذشت ... دخترم فوق العاده بود
خدایا بابت لطفهایی که بی منت و بی دریغ بر من ارزانی ذاشتی هزار هزار بار شکرت
طبقه بندی: دلبرکم، غزل زندگی "ما"،
وای که چه قدر اون خوبی ها شیرین بودن و هستن
فکر کردن به اون روزها به من کلی انرژی می ده
ولی می خوام از بدی اش بنویسم
و
اون اینه که نی نی گل خیلی لوس شده
سابق بعد از شیر دادن و بادگلو گرفتنش می ذاشتمش توی تختش و اون می خوابید
ولی ...
خونه بابا وقتی نی نی گل را شیر می دادم برای بغل گرفتنش بابا و مامانم با هم دعوا می کردن و بغلی اش کردن
یا برای خوابش، می ذاشتنش توی نی نی لای لای و آی تابش می دادن








حالا که اومدم خونه ... باید ساعت ها توی بغلم راهش ببرم و ...
در ضمن دوتا مچ هایم وحشتناک دردناک هستن ... مغز استخون هر دو مچ می سوزه ... اصلا نمی تونم چیزی را بلند کنم و ...
ولی وقتی آژیر نی نی گل برای خوابش می ره بالا دیگه درد حالیم نمیشه و ...

خیلی هم دوست داره صحبت کنه و یک عالمه کلمات بی مفهوم را بیان می کنه ... الهی قربونش بشم دختر شیرین زبونم
راستی کلمه "اوگ گَ یعنی خوابم می آید

ولی نمی دونین چه حس فوق العاده ایه که وقتی عاشقانه نگاهت می کنه ... همچین با عشق نگاهت می کنه که دلم می خواد زمان متوقف بشه
خیلی شیرینه خودت را توی چشمهای عشق ببینی وقتی با محبت نگاهت می کنه
الهی قربون دختر نازم بشه
الهی شادی هایش را ببینم و تا همیشه ذوقش را بکنم
دخترم 19 خرداد واکسن 4 ماهگی اش را زد
بچه داری در کنار همه سختی هایش خیلی شیرینه و آرزو می کنم خدا دامن همه را به شادی و سلامتی سبز کنه
خیلی ناز می خنده ... عاشق اینه که بلندش کنم توی هوا ... آی ذوق می کنه
دوست داره 24 ساعته فقط بازی کنه و یکی باهاش فقط صحبت کنه
توی شخصیت های کتاب داستانی که برایش می خونم عاشق آقا گرگه است
نمی دونید با چه شدتی دستش را به سمت صفحه ای که تویش گرگ است بلند می کنه و یه صداهایی مبنی بر ذوق کردن در می آره که من ریسه می رم از خنده ... آخه صفحه بغلی بره و مامان ببعی هستن شخصیت های محبوب کودکی من
دیگه ...
باید برم داره صدای گریه اش در می آید ... زودی برمی گردم به امید خدا
طبقه بندی: دلبرکم،

سلام دوست جونی های گلم
بپرین بیان بغلم .... ماچ ماچ ماچ ماچ
آخیش ... دلم حسابی برایتون تنگیده بود ... نمی دونید بی خبر از شما به من چه گذشت!!!
یکسره بهتون فکر می کردم ... دیگه داشتم از تخیل زدن روانی می شدم.
امتحانها را به خیال خودم به خوشی سپری کردم ... ولی اولین نمره ام واقعا افتضاح بود ... حالا می فهمم می گفتن دکتر گ... وحشتناکه یعنی چی... یعنی تصحیح نمره با ناخون خشکی تموم
بی خیال ... تموم شد بابا
شما چطورین؟؟
با شور انتخاباتی چه می کنین؟
من که جز شور بچه داری هیچ شور دیگری ندارم
اگه بابا مهربون وسواسی اجازه بده از این نی نی گل قشنگم لذت کامل را می برم
وای خدای من
کلی حرف دارم
نمی دونم از کجا بنویسم
می آیم ...
فعلا دخترم داره صدام می کنه
روی ماه تک تکتون را می بوسم
***
تقویم تاریخ:
چهار سال پیش در چنین روزی ...
طبقه بندی: غزل زندگی "ما"،
زن ظریف است نه ضعیف
گرچه میشکند
با تلنگر کوچکی از فقدان احساس،
اما می ایستد
در برابر طوفانهای سهمگین روزگار...
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و پرسید:
میگویند فردا شما مرا به زمین میفرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه میتوانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد:
از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفتهام او از تو نگهداری خواهد کرد.اما کودک هنوز مطمئن نبود که میخواهد برود یا نه: “ اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.” خداوند لبخند زد: “ فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.” کودک ادامه داد:“ من چطور میتوانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمیدانم
خداوند او را نوازش کرد و گفت: “
فرشته تو زیباترین و شیرینترین واژههایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.” کودک با ناراحتی گفت: “ وقتی میخواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟” اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: “ فرشتهات دستهایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد خواهد داد که چگونه دعا کنی.” کودک سرش را برگرداند و پرسید: “ شنیدهام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی میکنند چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟” - فرشتهات از تو محافظت خواهد کرد. حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. کودک با نگرانی ادامه داد: “ اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمیتوانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.” خداوند لبخند زد و گفت: “ فرشتهات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت. گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود.” در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده میشد. کودک میدانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خدا پرسید: “ خدایا اگر من باید همین حالا بروم لطفاً نام فرشتهام را به من بگو.” خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: “ نام فرشتهات اهمیتی ندارد. به راحتی میتوانی او را مادر صدا کنی.

![]()
فدای همه مادرهای دنیا ![]()
![]()
ادامه مطلب
طبقه بندی: یومیه،

علاوه بر لبخندهای زیبا و واکنش های نی نی گل عزیزم، چیز دیگه ای که خیلی به من انرژی می ده و محرک خوبی برای فعالیت های روزانه ام است
فکر کردن به فانتزی هایم است
و اینکه اگر خدا بخواهد
این فانتزی ها در حال نزدیک شدن به من هستن
خدا کنه این بار مثل دفعه های پیشین ...
ای خــــــــــــــدا
طبقه بندی: غزل زندگی "ما"،
بوی عیدی بوی تو
بوی کاغذ رنگی
بوی تند تپش قلب من از دیدن تو
بوی عطر با تو رفتن توی یک خونه ی نو
با اینا حواسمو جمع می کنم
با اینا عشقمو محکم می کنم
شدت اومدنت تو فکر من
وحشت از رفتن تو حتی یه لحظه که می خوای بری تو فکر
فکر یک هدیه ی جالب که بگیرم واسه تو
صدای کفش تو وقتی که می آی
توی قلب من قدم می زنی عاشقونه اون جور که می خوای
بوی گل سلام تو که پَر می گیره تو فضا
با اینا حواسمو جمع می کنم
با اینا عشقمو محکم می کنم
لذت قدم زدن با تو توی پیاده رو
هوا بارونیه زیر چتر عشق من وتو
عشق تو بارون تند داره می شوره منو
به اینا حواسمو جمع می کنم
با اینا عشقمو محکم می کنم
بوی قهوه بوی عکس
دوتا فنجون برعکس
اشتیاق دیدن عکس ما دوتا تو یه قاب
یا تماشای تو اون لحظه که می ری توی خواب
به اینا حواسمو جمع می کنم
با اینا عشقمو محکم می کنم
شاعر فرید احمدی
خواننده بنیامین
دوست خوبم!
بهار شوق انگیز بر قامت سبز وجودت شكوفه باران باد
لبت پر خنده
دولتت پاینده
قلبت از مهر آكنده
و نوروزت فرخنده باد

ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.








